تکرار تاریخ
نوشتهشده به وسیلهی: spano در: فوریه 25, 2011
میگن:
چون خلیفه (مستعصم عباسی رهبری جهان اسلام و حکومت مسلمین) نزد هولاکو رسید خواص او را از ائمه و سادات و مشایخ به دروازهی کلواذ فرود آوردند و بعد از آن، فرمود تا شهر را غارت کردند و پادشاه به مطالعهی خانهی خلیفه رفت و به همه روی بگردید و خلیفه را حاضر کردند.خلیفه را فرمود تا پیشکشها کرد آن چه آورد پادشاه هم در حال به خواص و امراء و لشکریان و حاضران ایثار کرد و طبقی زر پیش خلیفه بنهاد که بخور گفت نمیتوان خورد. گفت: پس چرا نگه داشتی و به لشکریان ندادی و این درهای آهنین را چرا پیکان نساختی و به کنار جیحون نیامدی تا من از آب نتوانستمی گذشت.خلیفه به جواب گفت تقدیر خدای چنین بود.پادشاه گفت آنچه بر تو خواهد رفت هم تقدیر خداست
دوستداشتن:
نخستین کسی باشید که این را دوست دارد.