Posted by: spano on: جولای 5, 2009
گالیله، گالیله، گالیله…
تو توی قرن ۱۷ مجبور شدی اعتراف کنی و ما چهار قرن بعد از تو.
بدون و آگاه باش ما دینی داریم و مجریانی داریم که اگر بهتر از دین شما و مجریانش نباشند کمتر نیستن.
گالیله، تو به خاطر یک نظریه علمی که بعدن هم ثابت شد و ما به خاطر یک عقیده.
در سال ۱۶۱۰ انتشار یافتههای علمی گالیله در تائید نظر کوپرنیک مبنی بر ثابت نبودن زمین و گردش آن به دور خورشید باعث شد تا وی از سوی کلیسا مورد بازجویی و تفتیش عقاید قرار گیرد. این نظریه مخالف نص کتاب مقدس بود و از سویی با نظریات ارسطو که کلیسا حامی آن بود همخوانی نداشت. وی مجبور به امضای توبه نامهای با این مضمون شد: ” در هفتادمین سال زندگی در مقابل شما به زانو درآمدهام و در حالی که کتاب مقدس را پیش چشم دارم و با دستهای خود لمس میکنم توبه میکنم و ادعای خالی از حقیقت حرکت زمین را انکار میکنم و آنرا منفور و مطرود مینمایم.“
گالیله بعد از محاکمه در منزل دوستش پیکولومینی اسقف شهر سین محبوس شد ولی بعد از مدتی به او اجازه داده شد تا در خانه ییلاقی خود واقع در آرستری اقامت کند.
وی شش سال بعد رسمن از تدریس نظریه کوپرنیک در دانشگاه منع شد و تا سالها بعد مرتب مورد بازخواست کلیسا قرار میگرفت. سرانجام گالیله علیرغم اعتقاد درونیاش، مجبور شد اعتراف کند که نظریه ارسطو درست است و زمین مرکز جهان است.
—————————
پ.ن:برگرفته شده از ویکیپدیا