Posted by: spano on: جولای 26, 2009
دامن کشان
از کنار یاران
مست و گیسو افشان می گریزد
بر جام می
از شرنگ دوری
بر غم مهجوری
چون شرابی جوشان
می بریزد
دارم قلبی
لرزان ز رهش
دیده شد نگران
ساقی می خواران
از کنار یاران
مست و گیسو افشان می گریزد…
Posted by: spano on: جولای 5, 2009
گالیله، گالیله، گالیله…
تو توی قرن ۱۷ مجبور شدی اعتراف کنی و ما چهار قرن بعد از تو.
بدون و آگاه باش ما دینی داریم و مجریانی داریم که اگر بهتر از دین شما و مجریانش نباشند کمتر نیستن.
گالیله، تو به خاطر یک نظریه علمی که بعدن هم ثابت شد و ما به خاطر یک عقیده.
در سال [...]