Posted by: spano on: ژوئن 30, 2009
بعد از حدود یک سال بلاخره این مکعب رو تونستم درستش کنم.
البته این سومین دفعه توی این چند روزه.
اول به کمک یه برنامهی کامپیوتری و بعد هم با کلی ور رفتن. هر چند یک بار هم کلن از هم پاشید و بعد که درستش کردم حدود یک ساعت سر کار بودم چون یکی از وجههاش [...]
Posted by: spano on: ژوئن 28, 2009
دیروز بعد از اینکه حدود نیم ساعت منتظر اتوبوس بودم و اتوبوس که اومد دیگه جایی برای کسی نداشت یک مطلب جالب توی این اتوبوس دیدم:
اتوبوس اسکانیا
حداکثر ظرفیت ۴۱ نفر!
Posted by: spano on: ژوئن 24, 2009
معلم پای تخته داد میزد
صورتش از خشم گلگون بود
و دستانش به زیر پوششی از گردپنهان بود
ولی آخر کلاسیها
لواشک بین خود تقسیم میکردند
وآن یکی در گوشهای دیگر جوانان را ورق میزد
برای آنکه بیخود، های و هو میکرد و با آن شور بیپایان
تساویهای جبری رانشان میداد
خطی خوانا به روی تختهای کژ ظلمتی تاریک
غمگین بود
تساوی را چنین بنوشت
یک [...]
Posted by: spano on: ژوئن 22, 2009
هم مرگ بر جهان شما نيز بگذرد / هم رونق زمان شما نيز بگذرد
وين بوم محنت از پی آن تا کند خراب / بر دولت آشيان شما نيز بگذرد
باد خزان نکبت ايام ناگهان / بر باغ و بوستان شما نيز بگذرد
آب اجل که هست گلو گير خاص و عام / بر حلق و بر دهان [...]
Posted by: spano on: ژوئن 5, 2009
محتسب مستي به ره ديد و گريبانش گرفت
مست گفت اي دوست اين پيراهن است افسار نيست
گفت مستي زان سبب افتان و خيزان ميروي
گفت جرم راه رفتن نيست ره هموار نيست
گفت ميبايد ترا تا خانه قاضي برم
گفت رو صبح آي قاضي نيمه شب بيدار نيست
گفت نزديک است والي را سراي آنجا شويم
گفت والي از کجا در [...]