Posted by: spano on: آوریل 4, 2008
وقتی که شب هنگام گامی چند دور از من
نزدیک دیواری که بر آن تکیه می زد بیشتر شبها
با خاطر خود مینشست و ساز میزد مرد
و موجهای زیر و اوج نغمه های او
چون مشتی افسون در فضای شب رها میشد
من خوب میدیدم گروهی خسته از ارواح تبعیدی
در تیرگی آرام از سویی به سویی راه میرفتند
احوالشان از خستگی میگفت، اما هیچ یک چیزی نمیگفتند
خاموش و غمگین کوچ میکردند
افتان و خیزان ، بیشتر با پشتهای خم
فرسوده زیر پشتوارهی سرنوشتی شوم و بیحاصل
چون قوم مبعوثی برای رنج و تبعید و اسارت ، این ودیعههای خلقت را همراه میبردند
من خوب میدیدم که بیشک از چگور او
میآمد آن اشباح رنجور و سیه بیرون
وز زیر انگشتان چالک و صبور او
«بس کن خدا را ، ای چگوری ، بس
ساز تو وحشتناک و غمگین است
هر پنجه کانجا میخرامانی
بر پردههای آشنا با درد
گویی که چنگم در جگر میافکنی ، این ست
کهم تاب و آرام شنیدن نیست
این ست
در این چگور پیر تو ، ای مرد ، پنهان کیست ؟
روح کدامین شوربخت دردمند آیا
در آن حصار تنگ زندانیست ؟
با من بگو ؟ ای بینوای دوره گرد ، آخر
با ساز پیرت این چه آواز ، این چه آیین ست ؟»
گوید چگوری :
« این نه آوازست نفرین ست
آوارهای آواز او چون نوحه یا چون نالهای از گور
گوری ازین عهد سیه دل دور
اینجاست
تو چون شناسی ، این
روح سیه پوش قبیلهی ماست
از قتل عام هولنک قرنها جسته
آزرده و خسته
دیری ست در این کنج حسرت مأمنی جسته
گاهی که بیند زخمهای دمساز و باشد پنجهای همدرد
خواند رثای عهد و آیین عزیزش را
غمگین و آهسته »
اینک چگوری لحظهای خاموش می ماند
و آنگاه می خواند :
« شو تا بشو گیر ، ای خدا ، بر کوهساران
می باره بارون ، ای خدا ، می باره بارون
از خان خانان ، ای خدا ، سردار بجنورد
من شکوه دارم ، ای خدا ، دل زار و زارون
آتش گرفتم ، ای خدا ، آتش گرفتم
شش تا جوونم ، ای خدا ، شد تیر بارون
ابر بهارون ، ای خدا بر کوه نباره
بر من بباره ، ای خدا ، دل لاله زارون »
«بس کن خدا را بی خودم کردی
من در چگور تو صدای گریهی خود را شنیدم باز
من می شناسم ، این صدای گریهی من بود»
بی اعتنا با من
مرد چگوری همجنان سرگرم با کارش
و آن کاروان سایه و اشباح
در راه و رفتارش
—————
مهدی اخوان ثالث (م.امید)
با سلام.
وبلاگ خوبی دارید
از سایت ما هم بازدید کنید و در صورت امکان با ما تبادل لینک کنید, از اونجایی که page rank ایزبان در حال حاضر 4 است, مطمئنا تبادل لینک با ما برایتان بسیار سودمند خواهد بود. تبادل لینک مهمترین عامل موثر برای ظاهر شدن در صفحه اول موتورهای جستجو مانند(گوگل) است. به طوری که هر لینکی که در سایتهای متفاوت به سایتی ارتباط داده شده باشد به عنوان یک امتیاز مثبت در نظر گوگل مطرح میشود. حال اگر Page Rank سایتی که لینک شما در آن قرار دارد بیشتر باشد این امتیاز بالاتر و با ارزشتر خواهد بود.
در صورت تمایل بخش زیر را مطالعه کنید:
http://www.ezaban.com/index.php/component/option,com_linx/Itemid,172/
با تشکر
Email Address: ceo@ezaban.com
Website: http://www.ezaban.com/
با سلام و خسته نباشید .
اول چطوری . خوبی ؟!
دوم . دوستم دوستای قدیم . بازم ما که یکسری به شما می زنیم . شما که هیچی !!!
درضمن قبلا سالی یکبار یک پست تو وبلاگ این حقیر می زاشتین ولی حالا ….
از شما انتظار بیشتری می رفت .
متشکرم
smaj
آوریل 5, 2008 روی 4:46 ب.ظ
به به به به اينم خوبه
عجب پير مرد با صفاي بسي لدت برديم از شعر قشنگي كه انتخاب كرده بودين راستي اوضاع سر مباركتان چطور است