Posted by: spano on: فوریه 5, 2008
نمیدونم تا حالا به این مورد بر خوردین که از ندونستن مطلبی خوشحال بشین و یا از اینکه شخصی مطلبی رو نمیدونه.
میگین یعنی چی!؟
دیروز صبح همینطور که تو ماشین بابا نشسته بودیم ( خدا خیرش بده که تو این هوا من و تا نزدیکای مغازه میرسونه) گوینده رادیو داشت همینجور ور ور حرف میزد و [...]