اسپانو در خیال

:: عقرب

Posted by: spano on: ژانویه 9, 2008

روزی مردی، عقربی را دید که درون آب دست و پا می زند. او تصمیم گرفت عقرب را نجات دهد، اما عقرب انگشت او را نیش زد.

مرد باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون بیاورد، اما عقرب بار دیگر او را نیش زد.

رهگذری او را دید و پرسید: “برای چه عقربی را که نیش می زند، نجات می دهی؟”

مرد پاسخ داد: “این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من این است که عشق بورزم.” چرا باید مانع عشق ورزیدن شوم فقط به این دلیل که عقرب طبیعتا نیش می زند؟

عشق ورزی را متوقف نساز. لطف و مهربانی خود را دریغ نکن، حتی اگر دیگران تو را بیازارند.

يك پاسخ برايش بگذاريد

موج سبز آزادی

برگه‌ها

 

ژانویه 2008
ش ی د س چ پ ج
    Feb »
 1234
567891011
12131415161718
19202122232425
262728293031